ظرفیت یعنی اینکه یک ظرف تا چه اندازه گنجایش دارد و مسئولیت هم ریشه از سؤال و مسئول دارد؛ یعنی کسی که مورد سؤال قرار میگیرد؛ باید در قبال مسئولیت خودش پاسخ دهد یا اینکه اگر وظیفهای به ما محول شده باید در قبالش مسئول باشیم و کارمان را درست انجام دهیم. برای مثال اگر ما ظرفی را در نظر بگیریم و بخواهیم درون این ظرف آب بریزیم این ظرف تا حد معینی میتواند درون خود آب جای دهد اگر بیشتر از حد معین بریزیم آب سرازیر میشود. زمانی که در ظرف آب میریزیم و وقتی متوجه میشویم ظرف در حال پر شدن است ناخواسته خودمان متوقف میشویم یعنی تشخیص دادیم که دیگر ظرف گنجایش ندارد؛ در اینجا قدرت تشخیص به ما کمک میکند؛ یعنی انسانها بنا این قدرتی که دارند بیشتر مواقع میتوانند تشخیص ظرفیت را بدهند.
این دستور جلسه با وادی نهم ارتباط تنگاتنگی دارد در وادی نهم عنوانشده "وقتی نیرویی از کم شروع شود و به درجه بالا و بالاتر برسد نقطه تحمل پیدا میکند" یا بهنوعی ظرفیت در آن بالا میرود مثل مصرفکنندهای که بدنش در ابتدا ظرفیت پذیرش مثلاً یک گرم مواد را دارد و بعدها میتواند ظرفیتش را بالا ببرد. یک فرقی بین این دو مثال وجود دارد که در اشیاء ظرفیت قابل زیادشدن نیست مثلاً یک لیوان اگر بیشازحد پر شود سرازیر میشود و گنجایش بیشتر از یک لیوان شدن را ندارد ولی در انسان ظرفیت میتواند تغییر کند و بیشتر شود در این مورد میتوان مثالهای دیگری هم زد مثلاینکه یکسری افراد ظرفیت پذیرش یکسری کارها را ندارند و نمیتوانند از عهده آن کارها بهدرستی برآیند و مسئولیتی که بر عهده آنها قرار میدهی را نمیتوانند بهخوبی اجرا کنند و سریع قبله گم میکنند و بلعکس کسانی هستند که اگر مسئولیتی به آنها داده میشود ابتدای امر میآیند و ظرفیت پذیرش موضوع را در خود بزرگ میکنند و بعد مسئولیت را میپذیرند و در قبال سؤالها و کارهایی که بر عهده دارد خود را مسئول میداند و هیچ زمانی قبله خود را گم نمیکند.
اگر همین موضوع را وارد کنگره کنیم متوجه میشویم تمام مهرههایی که در کنگره چیده شدهاند؛ مثل مرزبان دیدهبان و راهنما و ... اینها همگی بعدازاین که سفر اول خود را به پایان رساندهاند و یک سری کارگاههای آموزش را گذراندهاند. در ابتدا از کارهای کوچکتر مثل نگهبان نظم و دبیری و ... شروع کردهاند و ظرفیت و مسئولیت بر عهده گرفتند و ظرف وجودی خود را بزرگ و بزرگتر کردهاند تا توانستهاند به جایگاههای بالاتر خدمتی برسند؛ حال در نظر بگیریم که شخصی تازهوارد کنگره شده و در سفر اول است بیاید و بخواهد یک جایگاه خدمتی بالا را تجربه کند قطعاً این فرد به مشکل برمیخورد؛ چون هنوز ظرفیت پذیرش این مسئولیت را نداشته و خواسته یا ناخواسته نمیتواند از پس مسئولیتهایش بهخوبی برآید و درنتیجه دچار سقوط میشود و هم حال خودش و هم حال دیگران را خراب میکند ولی اگر سفر اول را تمام میکرد و آموزشهای لازم را میدید و آمادگی پذیرش مسئولیتها را بهصورت تدریجی پیدا میکرد و ظرف وجودی خود را آماده میکرد تا بتواند مسئولیت قبول کند میتوانست فرد موفقی هم برای خودش و هم برای کنگره باشد.
اولین کاری که یک سفر اولی باید انجام دهد این است که مسئولیت سفری که در حال انجام است را بپذیرید و در مورد سفرش کوتاهی نکند و یک فرمانده خوب برای شهر وجودی خودش باشد و آموزشهایی که به او داده میشود را عملی کند؛ اگر نخواهد این کار را کند قطعاً به درمان نمیرسد و از این دایره خارج خواهد شد. قطعاً کسانی که وارد کنگره میشوند مسئولیت اشتباهاتشان را بر عهده میگیرند و سفر میکنند و خودشان را به تعادل میرسانند و ظرفیت خود را بالا میبرند هیچگاه قبله خود را گم نمیکنند. (قبله یعنی هدف)
من زمانی که وارد کنگره شدم هیچگاه قصدم راهنما شدن نبود ولی وقتی آمدم و بهصورت یک سفر اولی در کلاسهای آموزشی شرکت کردم و آموزشهای لازم را گرفتم ظرف درونی را گسترش دادم و از کارهای کوچک خدمت را شروع کردم. آرامآرام به جایگاه دبیری و نگهبانی و راهنمایی فکر کردم و تمام سعی و تلاش خود را کردم تا به آنچه میخواهم برسم.
اگر ما در مورد هر چیزی افراط وتفریط داشته باشیم قطعاً به نتیجه دلخواه نمیرسیم حال اینکه حال خود را خراب میکنیم و نتیجه خوبی نخواهیم گرفت ولی در کنگره آموختیم که باید روی خودمان کارکنیم و ظرفیت خودمان را در موارد مثبت تقویت کنیم و بالا ببریم مسئولیت کارهایمان را بر عهده بگیریم و هیچ زمانی قبله خودمان را گم نکنیم.
برچسب:
نویسنده: باربد باقری